بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۶ مطلب در آذر ۱۴۰۲ ثبت شده است

همه آدما همه خصوصیات رو دارن به نظرم چه بد چه خوب فقط بعضیا خصوصیات خوبشونو بروز میدن و رشد میدن بسته به شرایط ، محیطشون و صد در صد انتخاب خودشون بعضی ها هم خصوصیات بدشونو . مثلا همه ما هم زمان که مهربونی داریم بی رحمی هم هست تو وجودمون یا حسادت و... 

​​​​​​خودمم از این قاعده جدا نیستم ولی همیشه از این آروم بوده وجدانم که فکر شده و با نیت قبلی بد نبودم و کار بدی نکردم عمدتا  ولی این چند مدت یسری اتفاقایی افتاد برام که فهمیدم حتی اگه این نبوده که نیتم بد باشه اما به بقیه ضربه زدم و یا دوستیم دوستی خاله خرسه بوده شاید براشون که اینطوری باهام رفتار کردن . دلخور شدم از خودم بیشتر این چند وقت و بیشتر فهمیدم دارم راهمو کج میرم شاید و نبایدد انقدر شوخی بکنم با بقیه چون بعضیا تو جدی بودن دنیا هضم شدن و با اینکه من بخوام توی این فضای خشک جو رو عوض کنم مشکل دارن و حالشونو بد میکنه بسته به نیتمم نیست ظاهر عملم مهمه براشون و شاید من دارم اشتباه میکنم و اینکه حتی تو بدترین شرایطم هرکی اومده سمتن خواستم حالش کنارم خوب باشه و انرژی بدمو ندم بهش همیشه. نمیدونم ولی خیلی دیگه اعصابمو بهم میریزه این اوضاع که انقدر دارم قضاوت میشم دیگه یا باید خودمو تغییر بدم یا برم تو کنج تنهایی خودم و ببینم کی باهام میمونه !! واقعا داره سخت میگذره این اوضاع بهم .

 

به امید کسی که همیشه از ته دلت خبر داره 

۰ نظر ۲۶ آذر ۰۲ ، ۰۱:۴۲
بید مجنون

نمیدونم . چرا بیشتر نوشته هامو با نمیدونم شروع میکنم ؟!!. بگذریم. میخواستم راجب قضاوت کردن و پشت کسی حرف زدن بنویسم نمیتونم بگم من پشت کسی حرف نزدم یا قضاوت نکردم ولی هیچ وقت انقدر تیز و برنده نبودم نسبت به کسی که بعضی آدما نسبت به هم هستن و هر نقدی و هر قضاوت احمقانه ای رو بیان میکنن واقعا حالم رو بد میکنه نه اینکه صرفا برای خودم باشه حتی برای بقیه دوست ندارم انقدرر تیزززز باشم . البته که بوده زدن حرفایی راجبم و به گوشم رسیده و هیچ وقت نتونستم فراموشش کنم و ضربه بدی بوده از آدمایی که یه وقتایی اجازه دادم نزذیکم باشن و اشتباه بوده یا حتی افرادی که منو نمیشناختن و جرات حرف زدن اونم انقدر تیز و قاطع رو داشتن راجبم.

عجیبه چیزی نموندن ۲۳ ساله بشم و خوب همین چیزاس که باعث تفاوتت با سالای قبلت میشه و این دردا و سختیاس که باعث تراشیده شدن و فرم گرفتنت تو زندگی میشه .

 

شاکرم مثل همیشه شاکر خدای خودم که هوامو داشت اینجور مواقع بهم یجورایی فهموند که عاشقمه حتی وقتی خودم خالی شدم از حرفای بقیه.

۰ نظر ۱۲ آذر ۰۲ ، ۰۲:۱۸
بید مجنون

حسادت نکردم به کسی هیچ وقت اگه چیزی کسی داشته و دلم خواسته تلاش کردم و خوب خدا هم دست خالی نذاشتتم اکثرا به اندازه تلاشم داده بهم . شکرش 

ولی وقتی یکی یه چیزی خلق میکنه که حال میکنم باهاش مثل یه کلیپ خفن یا یه آهنگ قشنگ یا یه شعر خوشگل یه جوری میشم نمیدونم حسادته یا افسوس از اینکه من نمیتونم ولی خوب هنوز تلاش خودمو نکردم در حد اون چیزی که میخوام اینکه چیزی بسازم که اول خودم بعد بقیه براشون ارزش داشته باشه و باهاش حال کنن

هرشب و هرشب و هرشب این حسو دارم و اینکه فکر کنم تو مسیرش نیستم یا این رویا قراره بمیره بنا به هر دلیلی از درون خالی میشم و حس هیچ چیز و هیچ کسی رو ندارم شاید به همین دلیله تنهایی رو ترجیح میدم اکثرا.

کسی از فردای خودش خبر نداره ولی دوست دارم توی این مسیر باشم حتی اگه خدا نخواست فردایی رو ببینم تو این مسیر بمیرم، مسیرِ ساختن یه ارزش و خلق کردن.

 

به امید عاشق ترین کسی که میتونه عاشقت باشه .

۰ نظر ۰۷ آذر ۰۲ ، ۰۰:۵۴
بید مجنون

من مست نچرخیدم از قصد نرقصیدم
ترسیدم از این دنیا از عشق نترسیدم


خوردم دو سه پیمانه از  باده چشمانت
ساقی تو اگر باشی من خضرم و جاویدم


فارق شدم از دنیا از غُصه به دورم کن 
در قِصه این دنیا تو جامی و جمشیدم


فرهاد اگر باشم شیرین تر از این جانی 
مجنون توام اینک بر عشق تو بالیدم


در خواب خودم دیدم احرام به تن دارم
گر اصل تویی بی شک بر دور تو چرخیدم


در ظلمتِ تنهایی مردم به پی نورند
عالَم به ردِ آتش من در پی خورشیدم


تو نور منی جانا شب ها به تو روشن شد
همراه تو من هر جا چون ماه درخشیدم


گفتند بکن دوری از عشق و رها خوش باش
آغوش تو گر بند است بر بند تو تبعیدم


بی مال از این دنیا خواهان کسی چون تو
معشوقی و مقصودی در قعر پر امیدم

 

 

خیلی وقت بود که نمیشد همچین چیزی بنویسم که خودم حال کنم باهاش ولی دیشب تا آخر شب درگیرش بودم و کلی حس خوب بهم میده . بقیه رو نمیدونم

در توضیحات بهتره بگم که مخاطب خاصی نداره و فضا سازی ذهنیم بوده از مخاطب فرضی .  شاید در آینده نامعلوم داشته باشه شااااید 😂 مرسی عه

۰ نظر ۰۶ آذر ۰۲ ، ۱۰:۴۱
بید مجنون

پنج شنبه صبح اومدم نیشابور خونه داییم مهمونی بود و شنبه صبح هم باید برگردم. موهامم رفتم مرتب کردم امروز و با برادر زادم بازی کردم امشب یسری چیزای کوچیک که تاثیرای زیادی دارن و من سعی میکنم قدرشونو بدونم ، قدر این با هم بودنه رو این حال خوش کنار هم. 

این هفته سه روز اصلا درس نخوندم و روتین زبانم بهم ریخت ولی هفته دیگه جبران میکنم به امید خدا و خودمو میرسونم از این جا به بعد کنکور ارشد رفت تو شمارش معکوس و فقط دوازده هفته دیگه مونده که خیلی تایم زیادی نیست و باید دست بجنبونم بیشتر از قبل ‌.

چند روزه ورودی گوشم و اهنگایی که گوش میدم رو سعی کردم کنترل کنم و خوب تاثیرش خوب بود و سعی میکنم بیشتر کنترل کنم و روتینمو بهتر بسازم . درس ، ورزش مهم ترین چیزا برام باید بشن  توی تایم باقی مونده دانشگاهم و دیگه به خطر نمیندازمشون و سعی میکنم ادامه بدم . یسری برنامه دارم که بعد کنکور ارشد ادامه میدم و پر قدرت میرم سمتش به امید خدا . شاید هیچکس اندازه من ددلاین نداشته برای ادامه کارش ولی هیچ وقت رویامو فراموش نکردم هیچ شبی نبوده که بهش فکر نکنم.

امروز یه جمله شنیدم این که این رویاها و فکرایی که برای ساختن یه چیز یا یه کار میاد الهام از سمت خداس و مخصوص توئه پس باید حواست باشه و انجامش بدی منم تمام سعیم برای انجامش خواهد بود دد لاین باید یه روزی تموم میشه و شروع میکنم شاید خفن نباشه شروعش ولی تمام تلاشمو برای ارتقاش میکنم .

 

خدا رو شاکرم برای همه نقطه مثبت های زندگیم

 

به امید خودش که بهترین پشتیبانه ♥️

۰ نظر ۰۳ آذر ۰۲ ، ۲۲:۱۴
بید مجنون

تعریف آدما از رفتار و موقعیت های مختلف تو شرایط مختلف خیلی خیلی متفاوت تر از اون چیزیه که فکرشو بکنی اینو هرچقدر بیش تر میرم جلو بیشتر میفهمم و هی سوپرایز میشم . 

خیلی اشتباهات داشتم توی این مدت دانشجوییم ولی یکی از بدترین کارام این بوده که هیچ وقت خوبیای خودمو ندیدم و همیشه بیرحم ترین بودم نسبت به خودم و حال خودمو گرفتم بیشتر از اینکه بخوان بقیه بهم ضربه بزنن خودم زدم ولی به نظرم همیشه باید تلاشایی که میکنم نسبت به این شخصیت کمالگرای اهمال کارم  و این جلو رفتنمو تحسین کنم اینکه با همه قضاوتا و حرفایی که بهم زدن و بدتر از صدتا چاقو بوده بهم گاهی الان هنوز جسارت کار کردن و امتحان کردن چیزای جدید رو دارم همه اونایی که منو اینجا قضاوت کردن وقتی نگاهشون میکنم هیچ وقت دغدغه های منو نداشتن و هیچ وقت به چیزایی که من فکر میکنم حتی فکرم نمیکنن که باز حتی بخوان براش تلاش کنن و مسخره بشن یا حتی تحقیر بشن ولی من چی با همه این دردا و زخما ادامه دادم هرچقدر تونستم بیشتر ادامه بدم این تحقیر و تمسخر ها ادامه داشت و بیشتر شد حتی اونجایی که اشتباه کردم و اومدم معذرت خواستم و توضیح دادم بازم قانع نشدن دیگه بیشتر از این نمیتونم کاری بکنم . اشتباه کردم و از اشتباهم یاد گرفتم بهاشم بیشتر از اونی که کسی فکرشو بکنه دادم چیزی که خیلیا عرضشو ندارن و من بدون هیچ کمکی الان اینجام آماده برای ساختن .

صدها بار نادیده گرفته نشدم ، تحقیر نشدم ، تمسخر نشدم ، قضاوت نشدم که الان بخوام کم بیارم و ادامه ندم برای چیزایی که رویاشونو دارم . دیگه مهم نیست کی نمیخواد کنارم باشه من هنوز تو راه خودمم سینه خیز وکشون کشون رو به جلو.

 

 

به امید خدایی که عاشقته حتی وقتی خودت هوای خودتو نداری!!

۱ نظر ۰۱ آذر ۰۲ ، ۱۶:۱۵
بید مجنون