چرا باید همیشه خودم خودمو تخریب کنم و به خودم سخت بگیرم چرا گاهی قربون صدقه خودم نرم و به خودم افتخار نکنم ؟؟ از آخرین مطلبی که گذاشتم و خوابم به شدت به هم ریخته بود تصمیم گرفتم اون روز رو هر طور شده اصلا نخوابم تا ساعت 9 شب بتونم بخوابم به شدت سخت بود ولی من انجامش دادم و الان بین ساعت 7 تا 8 بیدار میشم و این برام خیلی ارزشمنده که تقریبا یه هفته میشه این روند رو ادامه دادم . تخته برنامه ریزی اتاقمو هر روز دارم پر میکنم و این باعث شده خیلی اعتماد به نفس برای انجام دادن کارام بره بالا و پیگیری و استمرار داشته باشم . از دو هفته ای که گذشته تغییرات ریز و سازنده ای داشتم که استمرارشون سخت بوده ولی ادامه دادم و نا امید نشدم . یه جایی خوندم که استمرار و نظم معنیش این نیست که برنامه رو خراب نکنی معنیش اینه بنا به هر دلیلی که خرابش کردی آیا اونقدر برنامت و هدفات مهم هستن یا اونقدر آدم سفت و محکمی هستی که باز پاشی واستی پای برنامت و خوب قربون خودم برم این دو هفته رو واقعا عالی عملکردم بر این اساس و چرا از خودم راضی نباشم البته که جای بهتر شدن هست ولی از اینکه دارم پیش میرم به خودم افتخار میکنم و خودمو دوست دارم و به خودم و بدن و ذهنم احترام میزارم .
باید صبور بود و هر روز ادامش داد یه روزی میشه با همه سختیاش فقط صبر و استمرار کلید واژه ای که به شدت بهشون نیاز دارم درسته کارای عقب افتاده زیاد دارم خیلی از کارام رو میتونستم خیلی وقت پیشا انجام بدم و الان غرق نتیجش باشم ولی به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری میمیره اگه الان هم انجامش ندم یا باید بیخیالش بشم یا باید چند سال دیگه صبر کنم تا باز اونجا استارت بزنم .
دیگه نمیدونم چی میتونه بدتر از جنگ و خشکسالی و مشکلات شخصیم باشه که بتونه کل توجهمو بخوره و نتونم روی کار تمرکز کنم ولی دارم پیش میرم و از خدا میخوام چالشی نده بهم که نتونم انجامش بدم چون الان به نسبت حالم خیلی چون پادزهر این کمالگرایی رو که همیشه رو مغزم رژه میره رو پیدا کردم فعلا که بتونه آرومم کنه .
به امید خدایی که حواسش بهمون هست حتی وقتی که خودمون به خودمون حواسمون نیست.