بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۶ مطلب با موضوع «وضعیت» ثبت شده است

دیروز بعد از قدم زدن دور پارک ملت اومدم دانشگاه و یه راست رفتم باشگاه و تمرین پا داشتم ، سنگین زدم و امروز واقعا پاهام گرفتس و درد دارن خیلی سخت و هزینه میخواد بدنسازی الان دو ماهی میشه دارم پیوسته میرم و در کل نزدیک ۳ ماهه امسال دارم میرم و خوب تغییر ظاهری تقریبا هیچی نبوده ولی بدنم قوی تر شده ادامه میدم با اینکه خیلی سخته هم از لحاظ مالی هم وقت هم درد ولی برام لذت بخشه .

امروز با بچه ها یه برنامه مسافرت برای بعد کنکور ارشد ریختیم بریم جنوب سمت چابهار ولی خوب تا اون موقع خدا بزرگه ولی خوب میشه اگه جور بشه . الانم سالن مطالعم و یه فصل باید حرکات اصلاحی بخونم ولی چون درد دارم زیاد تمرکز ندارم ولی خوب باید ادامه داد حتی با درد ...(سس ماستِ موسیر)

 

به امید خدایی که عاشق همه بنده هاشه حتی اگه بنده هاش نفهمن اینو♥️

۰ نظر ۲۶ آبان ۰۲ ، ۱۸:۱۰
بید مجنون

امروز ساعت ۵.۲۰ بیدار شدم خیلی حس خوبیه صبح زود پا شدن ولی چون دیشب ساعت ۱۲.۳۰ خوابیدم تمرکز نداشتم زیاد و برای اینکه دیروز تمرین سنگین داشتم بدنم به خواب بیشتری برای ریکاوری نیاز داشت پس خیلی صادقانه خوابیدم . یه حس آرامشی دارم امروز شاید از روتینیه که این هفته داشتم و از خودم راضی بودم . بعد ناهار یکم درس خوندم و چون این هفته زیاد بیرون نرفته بودم تنهایی شال و کلاه کردم بیام پارک ملت راه برم و پادکست گوش بدم و خوب ترکیب جذابی بود برام : پیاده روی + پادکست . البته که هوای مشهد افتضاح بود و توی پارک ملت انقدر دود میکنن سیگار و علف که انگار تو هم کشیدی ولی خوب نسبت به شرایط خوب بود

این هفته برای من تا اینجای کار هفته خوبی بود شکر خدا انشالله ادامه پیدا کنه .

۰ نظر ۲۵ آبان ۰۲ ، ۱۶:۱۴
بید مجنون

این یک هفته ای که گذشت رو فقط زبان خوندم یجورایی روتین شده برام زبان خوندم و از این لحاظ از خودم راضیم ولی اصلا برای اون هدفی که داشتم خوب درس نخوندم . راستش خیلی به اون قضیه ۴ سال تعهد خدمتی اضافه ای که برای ارشد خوندن باید به آموزش پرورش بدم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که فرهیخته شدن ارزشش برام بیشتره اینکه سطح علم و دانشم بره بالاتر اگه قرار باشه تعهد نداشته باشم هم دوست دارم دانش و سواد داشته باشم نمیخوام با این فکر درس نخونم و تنبلی کنم و بگم من که بخواطر تعهد نخوندم پس باید خیلی بیشتر تلاش کنم اینبار رو کوتاه نمیام

بعد ارشد هم دنبال عشق و علاقه خودم میرم و پول در اووردن ولی دیگه نمیخوام باقی هفته هامو مثل این هفته بگذرونم .

 

به امید خدایی که هوامو داره حتی وقتی خودم به خودم حواسم نیست♥️

۰ نظر ۱۳ آبان ۰۲ ، ۰۰:۲۴
بید مجنون

تقریبا ۶ ماه بود موهامو نزده بودم و دلم میخواست بیشتر بلند شه و مدلی که میخوامو بزارم ولی خوب به لطف حراست دانشگاه که هر روز تو سلف بهم گیر میداد با حرفای چرت و مغزای خشک مجبور شدم پنجشنبه کوتاه کنم . دیگه انتخابی بوده که خودم کردم و مجبورم پای عواقبش واستم . 

واسه ارشد دارم میخونم کم و بیش ولی نه طوری که باید بخونم و خوب اینطوری فایده نداره راستش از وقتی فهمیدم اگه ارشد بخونم ۴ سال به تعهد خدمتم اضافه میشه شوقم براش خیلی کمتر شده چه میشه کرد باید تصمیم گیری کنم دلم نمیخواد به اجبار جایی باشم یا کاری رو انجام بدم کارمو و رشتمو دوست دارم ولی این اهرم فشار و مغزای خشکی که به جای همه تصمیم میگیرن و توی عمده تصمیماشون گند میزنن به همه چی عذابم میده دوست دارم بخشی از روند اصلاحیش باشم ولی بعضیا واقعا افتضاحن و غیر قابل تحمل ولی همیشه یسریای هستن که دلیل انگیزتن.

توی این رشته من هنوز نیستم اونی که میخوام اگه یروز بخوام برم جای دیگه حوزه کاری یا زندگی یا هرچیز دیگه ای رو عوض کنم باید قدمامو محکم بردارم و موفق باشم باید قبل هر تغییر بزرگی اینجا جنگیدنو ساختن رو یاد بگیرم و جایگاهی رو داشته باشم . بزرگترین دارایی من تو سرمه (( خلق ارزش )) و تا وقتی که زندم هر جایی که باشم این رویا رو باید پرورش بدم و به واقعیت نزدیک ترش کنم .

 

به امید خدایی که هوامو داره حتی وقتی خودم به خودم حواسم نیست ♥️

 

۰ نظر ۰۷ آبان ۰۲ ، ۰۱:۰۰
بید مجنون

این ترم برام اونطوری که میخواستم شروع نشد و حالمو گرفت یبار قبلا گفته بودم من به همه چی فکر میکنم به اینکه اینطوری رکب بخورمم فکر کرده بودم ولی نه برای الان پیش بینی نشده بود و خوب از برنامه هام عقبم انداخته تا به الان یعنی دست و پا شکسته خودمو کشیدم ولی یهو خالی میشه ته دلم مثل امروز و فقط میخوام برم یجایی که فقط خودم باشم و خودم هیچکیم نفهمه کجام هرچیزی که هست دیگه دانشگاه رو دوست ندارم شاید زیادی بهش دلبسته شدم به آدماش و امکاناتی که در اختیارمه . دیگه هیچکدوم برام مهم نیست چیزای مهم خودشونو در طول زمان اثبات میکنن و وقتی بهش این زمانو نمیدی بدون غربالگری برات زیادی مهم میشن حقته ضربه بخوری . البته میشه اگه از یه بعد دیگه به قضیه نگاه کنم این من بودم که با رفتارم هم به خودم هم به بقیه آسیب زدم و مقصر همه اینا تا حدودی خودمم. پذیرشش شاید سخته برام که هنوزم نتونستم هضمش کنم و اذیتم میکنه و نمیتونم تمرکز کنم درست. 

گاهی اوقات از همه میکنم و میرم تا بدونم کجا و برای کی ، نبودنم احساس میشه نتایج خیلی اوقات در طی زمان خیلی بدردم خورده ولی در کوتاه مدت اذیتای خودشو داره که به نظرم میارزه .

انشالله خدا کمکم کنه باقی راه رو بهتر پیش برم . هرچیزی که هست رو میسپارم به خودش که صاحب اختیار همه چیزه.

 

به امید خدایی که حواسش بهم بوده وقتایی که انقدر آشوب و سردرگمم

۰ نظر ۰۱ آبان ۰۲ ، ۱۹:۰۹
بید مجنون

امسال یکی از سخت ترین سالای از لحاظ مدیریت زمان برای منه یعنی اگه امسال مدیریت زمان نداشته باشم خیلی توی آیندم تاثیر داره چون هم باید دانشگاه برم هم برای ارشد بخونم هم ورزش کنم . از لحاظ مدیریت زمان حتی از کنکور هم سخت تره ولی خوب به قول یه ضریفی یه چالش متفاوته باید حلش کنم وگرنه به اهدافم نمیرسم. راستش به سرم زده بود برای ارشد نخونم کلا و برم کارای کلیپ سازیمو دنبال کنم ولی خوب فعلا به این نتیجه رسیدم که بزارمش برای بعد ارشد ولی خوب این موضوع خیلی رو مخمه که هنوز کارایی که در این راستا میخواستم نکردم و برام یه عقدس که باید یه روز بازش کنم وگرنه به کارای دیگم نمیتونم فکر کنم . 

چند وقتیه بدنسازی رو جدی گرفتم و میرم باشگاه درد داره خیلی زیاد مخصوصا روزی که پا سنگین زدم و دو روز بعدش از درد داشتم به خودم میپیچیدم ولی خوب برای پرو بازی بلند شدم با درد رفتم مشهد گردی از این دردا خوشم میاد یجورایی مثل قهون که تلخ هستن ولی بعدش بهت هوشیاری میدن . 

هنوز برای ارشد هم کاری نکردم باید یه تکونی به خودم بدم ، برای مقاله نویسی یه حرکتایی زدم و رفتم تو یه گروه ولی خوب با روش تحقیقشون زیاد حال نکردم ولی خوب دوست ندارم کارام ناتموم باشه هرچقدر که سخت باشه و طول بکشه. میمونم پاش

 

به امید خدایی که عاشقمونه حتی وقتی که خودمون از خودمون زده شدیم.heart

۰ نظر ۱۲ شهریور ۰۲ ، ۱۱:۰۸
بید مجنون