نگاه کردن
پدرم یه خصلتی داره زیاد حرف نمیزنه باز قدیم ترا خیلی بیشتر حرف نمیزد . یعنی اینکه اگه چیزی میخواست از نگاهش معلوم بود یا اگه ازت یه رفتاری میدید یه طوری نگاهت میکرد که گویای همه چیز بود و میفهمید که رفتارت خوب بوده یا بد. منم از همون بچگی اینطوری بزرگ شدم که به نگاهاش دقت کنم که ببینم چی میگه .این دقته از پدرم فراتر رفت و باعث شد به چشمای بقیه هم دقت کنم از اعضای خانواده تا معلم و دوست و آشنا و هرکسی که به نوبه ای باهاش در ارتباط بودم. رفته رفته باعث شد یه نگاه شناس خوب بشم که تو زندگیم خیلی بدردم خورده به نظرم.
((به نظرم نوع نگاه هر فرد تو شرایط مختلف تو هر جایگاهی نسبت به تو معانی متفاوتی داره چون عمیقا معتقدم چشما دروازه دلن)) برای همینه تو بازی قمار پوکر عینک دودی میزنن که حرکات حریف رو نشه حدس زد . حالا برای اینکه بفهمی آدمای دورت باهات چند چندن لازمه فقط یه نظر تو نگاهشون بکنی آدمی که اولین باره میبینتت ، آدمی که رفیقته ، آدمی که نسبت بهت حس داره ، آدمی که حرف یه حرفی میزنه از ته دلشه یا از رو خر کردنت و.... و هر چیز دیگه ای اینطوری میتونی تا یه حدود زیادی آدما رو بفهمی و این وقتی به دردت میخوره که ببینی یکی حرفش با نوع نگاهش یکیه یا نه . البته منظورم این نیست که آدما رو از ظاهرشون قضاوت کرد نه ولی نوع نگاه تقریبا تمام اوقات هزاران هزار حرف توشه .
این همه جا عملی نیست بعضی اوقات مثل بازی پوکر طرف عینک میزاره که خوب اون قضیش جداس ولی قضیه جایی ترسناک میشه که طرف یه سیاهی بزرگ دلشو گرفته و دلش به چشش وصل نیست اینجاس که ضربه میخوری و بدم میخوری چون ممکنه طرف بیاد بهت نزدیک بشه و ازت سو استفاده کنه و اینجاست که دهنت سرویس میشه.اینجا فقط و فقط خداست که میتونه هواتو داشته باشه.
پس مثل همیشه به امید خدایی که هواتو داره حتی وقتی خودت هوای خودتو نداری.![]()
خیلی به چشمها اعتماد نکن
تو دوره زمونهذای که دو دوتا میشه هر چی دلت خواست
پس قوانینذمتافیزیکی توش بی نعنیهادم از چشم و نکاه خودشم رکبرمیخوره چه برسه به دیگران .
آبی که از این دیده چو خون می ریزد
خون است بیا ببین که چون می ریزد
♪♪♫♫♪♪♯ پیداست که خون من چه برداشت کند ♪♪♫♫♪
دل میخورد و دیده برون میریزد
دل می خورد و دیده برون می ریزد