تشویش 1
بعضی وقتا بی دلیل شروع به نوشتن میکنم برای خودم تا ببینم چیه به چیه کی به کیه کجام و دارم چیکار میکنم . نمیدونم بقیه هم این مشکل رو دارن که مثل من که خودشونو گم کنن تو زندگی توی روز تو کارا تو افکار من همشونو تجربه کردم ولی بیشتر تو افکارم غرق میشم و این روزا افکاری که توشون گم میشم بیشتر از جنس منفیه جنس اینکه دارم وقتمو تلف میکنم و دارم از رویام دور میشم و هیچ کاری براش نمیکنم و همش توی بهونه های کارا توی خودمم گمم و نمیدونم زمان چطوری میگذره بعضی وقتا وقتی اینطوری میشم شروع میکنم خودمو صدا زدن نمیدونم قبلا تو وبلاگ گفتم راجبش یا نه ولی شروع میکنم خودمو صدا میزنم که بکشم بیرون از اون حال و هوا و توی لحظه باشم و مثلا با کسی که حرف میزنم باشم یا حواسم به کتابی باشه که میخونم.ولی خیلی بدترش روزایی مثل امروز که هر کار میکنم نمیتونم خودمو پیدا کنم و خوب نمیدونم کی شب شد و الان چطوری رسیدم به اینجا و امروز اصلا طبق برنامم پیش نرفتم نسبت به هدفی که دارم خیلی دورم برای ارشد و روزایی مثل امروز هدر رفتنشون منطقی نیست و آخر شب که میشه وقتی میخوام بخوابم عذاب وجدانش باز نمیزاره بخوابم و بیشتر این چرخه ادامه پیدا میکنه. نمیدونم چی میشه ولی باید خودمو از اون فضا دور کنم و این حس بدو از خودم دور کنم تا برای ادامه دادن جونی داشته باشم و بتونم پیش برم . امروز هوا بارونیه و همین الانم داره بارون میاد و صداش میرسه خیلی لذت بخشه امیدوارم هدیه تولد امسالم یه برف خوشگل باشه توی بهمن ماه بگذریم از موضوع پرت نشم امروز بارونی بود غروبی شال و کلاه کردم با موتور زدم بیرون یه هوایی به کلم بخوره و رفتم بیرون و با هندزفری آهنگ گوش کردم و توی کوچه های گرماب بزرگ موتور سواری کردم تنهای تنها یه بادی به کلم خورد بعدش نشستم و شعرای قدیمی خودمو خوندم و لذت بردم و یه شعر جدید رو تو نوت گوشیم شروع کردم . البته برای درس زیاد نمیشه گفت درس نخوندم چون زبانم کم کم داره از روی کتاب ذیر زره بین به روز 114 میرسه که خیلی برام ارزشمنده که تونستم این همه روز دووم بیارم و ادامش بدم و خوب سطح زبانم خیلی بهتر شده ولی خوب نظام مند برای کنکور زیاد زبان نخوندم یکمم تست فیزیولوژی زدم و خوب نسبت به اون چیزی که من میخوام خوب نیست زیاد یعنی اصلا خوب نیست و باید بیشتر تلاش کنم نمیدونم چی میشه ولی خوب تای اینجای راهم خدا خیلی کمکم کرده از اینجا به بعد مطمئنم که ولم نمیکنه منم تلاشم رو میکنم دیگه ما بقیش هرچی صلاحه راضیم به رضاش و حتی اگه بد بشه مطمئنم از نقص خودم بوده.
خیلی پراکنده نوشتم قطعا اگه کسی غیر خودم این مطلب رو تا اینجا بخونه به ذهن مشوشم پی میبر اصلا چرا یکی باید این مطلب رو بخونه اگه کسی میخونه و دوست داره میتونه بگه دلیلشو میانگین بازدید وبلاگ من روزانه 10 بازدیده برام جالبه که هدف این 10 بازدید چی میتونه باشه البته که این جا و این نوشته ها رو بیشتر برای دل خودم مینویسم و اینکه مسیری که دارم میرم رو برای خودم کد گزاری کنم با نوشته ها که یادم بمونه چه مسیری رو دارم میرم و الان کجام ولی خوب هدف اون ده تا بازدید هم میتونه جالب باشه
به امید خدایی که هوامونو داره حتی وقتی خودمون هوای خودمونو نداریم .