بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

کلاس عمومی

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۲:۴۷ ب.ظ

امروز ارائه داشتیم برای درس استعدادیابی دیشب تا سه صبح داشتم پاورشو میساختم و نوبتمون که شد استاد گفت نمیخواد بزارین برای هفته بعد . بعد کلاس سریع رفتم سالن مسابقه هندبال که فقط باید میبردیم تا از گروه سعود کنیم تیممون خوب بازی کرد من تمام تلاشمو کردم تا آخرین لحظه، مساوی شدیم تو ۲۰ ثانیه آخر از وسط زمین شوت زدم و خورد تیر بالای دروازه و  حذف شدیم بعد بازی کل اتفاقات و مسابقه هایی که از اول داشتم فکر کردم چه درسی چه ورزشی هیچ وقت حرص اول شدن نداشتم نیتم لذت بردن و یادگیری بود ولی تقریبا همیشه تا سر چشمه رفتم وبرای رسیدن بهش خودمو به هر دری زدم ولی تشنه برگشتم هیچ وقت رو شانسم حساب باز نکردم و همه تلاشمو میکنم هر چیزی رو که بتونم سعی میکنم پیش بینی کنم ولی بعضی وقتا حسرت اون لحظه شیرینه رو نمیتونم فراموش کنم. امروز اون توپ وقتی خورد به تیر مثل همیشه بعد دو دقیقه پا شدم و خندیدم و محکم باقی موندم ولی این تشنه موندنا داره روحمو آزار میده و همچنین این تلاش برای آروم بودنه و آرامش داشتنم داره ظرفیتمو بالا میبره یه تناقض عجیبه نمیدونم خدا از من چی میخواد داره کجا میکشه منو این کش و قوسا برای چیه ؟! شکر میکنم و جز صبوری و تلاش کاری ازم بر نمیاد.

الان سر کلاس عمومی هستم تو یه کلاس گرم با استاد حوصله سر بر از اون کلاسا که لحظه به لحظشو میشمارم تا تموم بشه و هیچ شوق و شوری براش ندارم و هیچ نکته ای برای یادگیری شاید نداشته باشه. نمیدونم برای این لحظه هم دلم تنگ میشه یا نه !!

 

 

۰۳/۰۲/۱۸
بید مجنون

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی