انکار
شنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۳، ۱۲:۱۴ ق.ظ
قلب ما یخ زده انگار من مجبور به انکار
ته زندان دلت تو چه مهیا شده این دار
تو کجایی تو کجایی تو چقدر دور ز مایی
زجر این دوری دائم به چه گناهی شده اجبار
به شدت خوابم میاد و مستی خواب این قافیه رو انداخت تو سرم و تا اینجا کشوندنش اجبار انگار انکار دار خار بار کار اخبار اجبار سربار هوشیار غمبار و... چقدر میشه ادامش داد ولی خوابمممم میاد 😂 سر فرصت باید بشینم یه خط داستانی بچینم براش و بنویسم. چه زمانی ؟؟ الله و علم🤦♂️😂
۰۳/۰۹/۲۴