سفر
امشب دومین سفریه که با اکیپ سه نفره منو محمدرضا زمندی و سجاد محمد آبادی شروع شد. به سمت احتمالا لرستان. نمیدونم شبای اولی ک جام عوض میشه با خواب مشکل جدی دارم و نمیتونم بخوابم مثل الان ک تو یه پارک کنار جاده ای توی سمنان نمیتونم بخوابم و فردا قطعا دهنم سرویس میشه ولی خب هیچ وقت نتونستم زوری بخوابم .
دوست داشتم این سفرمونو فیلم بگیرم نمیدونم چرا اصلا حال نمیکنم خودم از خودم فیلم بگیرم بیشتر دوست دارم از بقیه عکس و فیلم بگیرم و خوشحالشون کنم راستش خیلی حال میده وقتی از یکی عکس میگیری و خوشحالش میکنی البته خودمم همین حسو دارم وقتی یکی ازم عکس بگیره ولی خب معیارای عکس خوب برای من خیلی سخت شده . چی دارم میگم نصفه شبی.
نمیدونم چرا تو ولاگ دیگه کمتر میام حداقل امسال اصلا انگار نبودم اینجا فقط یه بار که حالم خیلی بد بود خواستم بنویسمش راستش از نوشتن و انتشار یا استوری گذاشتن وقتایی که انقدر یه احساس بهم غالبه بدم میاد چون پر از خطا و چرته و پرته ولی اونشب خیلی حالم مث اینکه بد بوده😅
سال جالبیه امسال حس میکنم خیلی جالب فقط نمیدونم چرا من انقدر عجیب شدم نمیتونم بفهمم خودمو 😂😂
ولش برم یکم زور بزنم بخوابم شاید شد
به امید خدایی که حواسش همیشه بهمون هست حتی وقتایی که خودمون به خودمون حواسمون نیست .