غریبه
چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۱۸ ق.ظ
ای غریبه از دل ما خبری داری تو یا نه
به هیایویی که برپاست نظری داری تو یا نه
آتشش زد آن نگاهت خرمن دل را ندیدی
سوختم از آتش تو لحظه ای ما را ندیدی
آبرویی بود قبلا ریخت و دود هوا شد
قصه تلخ غرورم تکهای از ماجرا شد
من کجا اینگونه بودم نخ نمایی پیر و خسته
در غبار خاطراتت با پر و بالی شکسته
از چه بوده راز این درد این چنین دیوانه گشتن
کیفر عشق تو بوده مست این میخانه گشتن
۰۴/۰۵/۱۶