تشکر از خودم!!
خیلی وقتا دوست دارم بنویسم مثل الان ولی نمیتونم بنویسم مثلا دوست دارم راجب خوابم و نظمی که این روزا دارم بنویسم ولی نمیدونم چی بنویسم از کجاش شروع کنم ولی الان راجب همین که نمیدونم چی بنویسم و نمیدونم از کجا بنویسم داره حالمو بهتر میکنه و کم کم پیش میرم . میتونستم مثل خیلی وقتا صفحه رو ببندم و دیگه ادامش ندم بخواطر اینکه ایده ای برای نوشتن ندارم الان ولی همین چرت و پرت نوشتن هم حالمو خوب میکنه راستش .
این روزا به دست آورد خاصی نرسیدم ولی اینکه با نظم دارم پیش میرم حالمو خوب میکنه اینکه دیگه تا ساعت 4 صبح بیدار نیستم و با صدای جیک جیک گنجشکا نمیخوابم و نور تو آسمون نیست برام خوشاینده میخواستم بگم با صدای خروس ولی این خروس خر کنار پنجره اتاقم حتی ساعت 12 شب یا 3 صبحم میخونه بگذریم این قضیه خیلی برام ارزشمنده که به این روتین رسیدم تقریبا میشه پنج هفته و الان صبحا اگه گوشیمو زنگ هم نزارم میتونم بیدار بشم حس خوبی داره راستش صبح که میشه قبل از آلارم بیدار میشم و میترسم که این روتین بشکنه و با استرس به ساعت نگاه میکنم که مبادا از ساعت 8 دیگه بیشتر شده باشه
تخته شیشه ای که برای برنامه ریزی زدم به دیوار و همیشه جلو چشمه خیلی موثر بود برام و واقعا از اینکه اینو طراحی کرد از خودم ممنونم که انقدر خلاقیت داشتم و روم جواب داده .
این روزا بدی ماجرا فقط همون دست آوردس که بهش نرسیدم آنچنان ولی دارم پیش میرم و این که نظم دارم بهم آرامش میده اینکه دیگه خیلی بی هدف مثل قدیم توی اینستا یا یوتیوب نمیچرخم اینکه برای روزم برنامه دارم یا برای هفته و ماهم بهم حس خوبی میده حقیقتا .
من دارم پیش میرم نمیدونم اون نتایج کی ظاهر میشن ولی همینکه اینبار انقدر جدی مقابل این کمالگرایی واستادم و دارم به ازای پنجتا مشتی که میخورم یکی میزنم یعنی هنوز تو بازیم و این سد یه روزی باید شکسته بشه که انقدر منفعل نباشم که انقدر با خودم تو جنگ نباشم انقدر بهم نریزم انقدر هیاهو نداشته باشم .
این برام خیلی مهمه میدونم که بازی هنوز شروعم نشده نباید به خودم مغرور بشم و باید همیشه از این نظمی که دارم مراقبت کنم ولی میتونم از خودم برای ساختنش تشکر کنم . ممنونم من!!!
خدا رو بابت همه چیزا شکر میکنم بابت اینک حواسش بهم بوده و هست و خواهد بود حتی وقتایی که خودم به خودم حواسم به خودم نیست
نظم خودش نصف مسیره!
انشاءالله پیشرفتهای بیشتر :)