بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

قمارِ ساختن

جمعه, ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ۰۱:۳۴ ق.ظ

یک‌بار نوشته بودم که معنای زندگی برای من، «تعریف داشتن» است.
هنوز هم همین‌طور فکر می‌کنم.
زندگی برایم یعنی داشتن تعاریف شخصی از جهان، تعاریفی که با گذر زمان و تجربه پخته‌تر می‌شوند.

اما این روزها دوباره از خودم می‌پرسم:
عشق چیست؟ عقل چیست؟

قبلاً باور داشتم هر کس بتواند میان عقل و قلبش تعادلی برقرار کند، به مرحله‌ای والا از زندگی می‌رسد.
اما حالا، پس از سال‌ها جنگ درونی، از این نبرد خسته‌ام… خیلی، خیلی، خیلی زیاد.
تعادل برایم دیگر مفهومی مبهم شده است.
حس می‌کنم این جنگ یا یکی را نابود می‌کند، یا مرا به جنون می‌کشاند.

عشق محض، قماری بزرگ است.
عقل محض، زندگی‌ای بی‌روح.

آن‌قدر میان این دو فکر کرده‌ام که مغزم حتی برای نوشتن این خطوط تیر می‌کشد.
اما نوشتن با تمام سختی هایش راهیست برای آرام شدن.

 عقل احتمالا میتواند مسیر را روشن کند، نظم دهد برنامه ریزی هارا میسر کند یا حساب کتاب های داشته ها و نداشته هارا بهتر جلو ببرد اما همه اینها بدون عشق چه رنگ و بویی میتواند داشته باشد ؟ پس فرق انسان ها با ربات ها که همه این کار هارا بسیار دقیق تر و بهتر از ما انجام میدهند چیست ؟ ذات عشق جسارت است و عقل حسابگری که در قلمرو انسان بودن و جایی که در شرایط مختلف رخداد ها با عقل و منطق سازگار نیستند نمیتواند به انسان کمک خاصی بکند .
آنجا که عشق فرمان می‌گیرد، دیگر جایی برای چرتکه نیست. چه بسیار انسان هایی که غنی از مال دنیا شده اند و در جایگاه خودشان بسیار موفق بوده اند ولی عشق با شوری که به پا میدارد و به همه این دارایی ها معنا میدهد و در قلمرو عقل محض این خلا بسیار هست در این موقعیت است که  عشق روح را درگیر میکند تا راکد نماند و از یاد نرود . آیا این به معنای آسان بودن عشق و آسانی مسیر عشق است هرگز !!
در قلمر عشق ، جایی که دل دیگری را به خود ترجیح می‌دهد، اما عقل آن را خیانت به خویشتن می‌داند.
اگر بخواهی همیشه در میانه بمانی، فقط خودت را عذاب می‌دهی.

عقل مثل ریاضی است؛ خشک و دقیق.
دو بعلاوه دو، همیشه چهار می‌شود.
اما قلب در جهان انعطاف زندگی می‌کند؛
در قلمرو قلب، نگاه‌ها، کلمات، فاصله‌ها، و سکوت‌ها همه نقش دارند.
عشق نتیجه‌ی جمع این جزئیات است — گاه موفقیت، گاه شکست، و اغلب چیزی میان این دو.

اصلاً همین مفهومِ موفق یا ناموفق بودن در عشق هم نسبی است.
عقل، دعواها را شکست می‌نامد و روزهای خوب را پیروزی.
اما عشق، ترکیبی از هر دو است؛
رنج و لذت را در هم می‌تند و از آن معنا می‌سازد.

بسیار به این فکر کرده ام که آیا عشق در رسیدن است یا نرسیدن اما حال به نظرم عشق نه در رسیدن است نه در نرسیدن عشق هم در رسیدن است و هم در نرسیدن . تلاش در هنگام نرسیدن و ساختن و  مراقبت به هنگام رسیدن . 

کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که عقل باید در خدمت قلب باشد.
عقل محاسبه‌گر است، اما کارِ قلب اغلب محاسبه‌پذیر نیست. 
شاید به همین دلیل، هیچ‌گاه قلبم زیر فرمان عقلم دوام نیاورده.
و همین آشوب، سال‌ها روانم را خسته کرده است.

در میانه‌ی این آشوب، تصمیم‌های بدی گرفته‌ام — تصمیم‌هایی که هم به خودم آسیب زده و هم به دیگران.
فرصت‌هایی را از دست داده‌ام، پل‌هایی را پشت سرم سوزانده‌ام.

برخلاف تصورم، در لحظه‌های حساس نه کاملاً عاقل بوده‌ام، نه عاشق محض؛
درگیرِ جنگی مداوم بوده‌ام،
مثل کشوری که تمام نیروهایش را در میدان نبرد صرف می‌کند و فرصتی برای آبادانی باقی نمی‌ماند.

بزرگ‌ترین ترسم این است که این جنگ هرگز تمام نشود،
یا دیگر توانِ شروع دوباره نداشته باشم.
می‌ترسم از روزی که عشق در من خاموش شود،
از زندگیِ بی‌روحی که در آن عقلِ محض حکومت می‌کند،
زندگی‌ای قابل‌پیش‌بینی و منظم با ظاهری فریبنده،
اما خالی از طپشِ قلب خالی از جسارت ساختن ، جسارت یادگرفتن و جسارت زندگی کردن لحظات درست و غلط. 

هرچه هست، من از این جنگ بیزار شده‌ام.
اما شاید همین جنگ، معنای زنده بودن من باشد.

به قول حضرت مولانا :

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش 

بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

 

همیشه این شعرو دوست داشتم و شاید الان بیشتر میتونم بفهمم چرا !!

۰۴/۰۷/۲۶
بید مجنون

نظرات  (۲)

پس امیدوارم تو زندگیت همیشه قمار باز برنده باشی 

البته ب نظر من همیشه برنده شدن خوب نیست ی وقتایی نرسیدنه سودش بیشتره 

اینجوریه نیست ؟!

منظورم تاریخی ک ثبت کردین امروز ۲۶ مهره و دیروز ۲۵ بود 

پاسخ:
مرسی .
بله دقیقا همینطوره 😅

اقای قمار باز  تاریخ ی روز جلو تر از خودش نوشتی 

پاسخ:
آقای قمار باز ؟؟ جالب بود . ولی من خودم رو قمار باز نمیدونم چرا که قمار باز یا برده یا باخته . من نه بردم نه باختم  چون هیچ وقت با صدم نیومدم وسط و عقلم مانع این کار شده نمیگم بده ولی اینکه باعث بخواطر ترس از باختن قمار هیچ وقت قمار نکنی توی این زندگی هیچ وقت لایق بردن هم نمیشی این چیزیه که یاد گرفتم شاید توی این برهه از زندگیم  
و اما قسمت بعدی ( تاریخ ی روز جلوتر از خودش نوشتی ) نفهمیدم منظورت رو !! یعنی چی ؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی