هرگز نپریدم
دوشنبه, ۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۲:۱۷ ق.ظ
هر شب که گذشت در همه افکار تو بودی
در جنگ جنون در نوک پیکار تو بودی
هربار نوشتم ز تو اما به کسی هیچ نگفتم
در خط به خط شعرِشبم عامل تکرار تو بودی
رسوا شده هرکس که ز سودای دلش گفت
در تاب و تبِ خلوتِدل محرمِاسرار تو بودی
من در لبِ پرتگاهِدلم ماندم و هرگز نپریدم
از منطقِبیمارِسَرم خسته و بیزار تو بودی
گویا سپری شد همه عمرم به بطالت
در شبِتارِ دلم روشنی کار تو بودی
من در لب پرتگاه دلم ماندم و هرگز نپریدم......
۰۴/۰۸/۰۶