در راستای همون اصل استفاده حداکثری از زمانی باقی مونده دانشجوییم امشب بعد همه خستگیای دیروز و بیخوابی با غلامحسین افضلی که تازه ماشین خریده اومدیم حرم شب بمونیم بعد زیارت رفتیم پیتزا خوردیم و اومدیم تو پارکینگ بخوابیم ولی دلم نیومد بخوابم و اومدم دوباره حرم . الان ساعت ۱.۴۰ صبحه و توی صحن انقلاب روبه روی گنبد دارم این متنو مینویسم.
خیلیا تو این فضا و این مکانا دوست دارن دعا بخونن یا بشینن صحبت کنن با خدای خودشون و امام خودشون ولی من تصمیم گرفتم بنویسم راستش دوست داشتم یه قلم و کاغذ داشتم تا اونجا مینوشتم ولی فعلا میتونم توی گوشی تایپ کنم و ترجیح دادم اینجا بنویسم.
الان که اینجام میخوام ببخشم برای اینکه سبک بشم همه رو دوست دارم ببخشم درسته بعد از بخشیدن شاید بعدها باز یه حسی بیاد بگه اووو یادته یادته چیشد ولی الان دوست دارم ببخشم.
برای همه کسایی که میشناسم و میشناسنم جدای از اینکه دوسم دارن یا نه زندگی خوب و با آرامش میخوام حتی وقتایی که تو اوج گرفتارین یه رشته محکم روحشون و خانوادشون و آرامششون رو حفظ کنه
دوست دارم همه دوستام مثل آدم زندگی کنن و گرفتار بلا و امتحانی نشن که نتونن ازش سالم بیان بیرون میخوام پاک زندگی کنن و توی راه درست باشن سالم و سلامت کنار خانوادشون
انشالله همه کسایی که دوست دارن بیان زیارت خیلی زود نسیبشون بشه. نمیدونم همه این چهارسال دانشجویی و تایمی که توی مشهد حضوری بودیم حس اینو داشتم خود امام رضا خواسته که اینجا باشم و یجورایی دعوتم کرده با همه بی لیاقتی و قدر نشناسی که داشتم ازش ممنونم میدونم مهمون خوبی نبودم قطعا ولی خودش خوب میدونه همیشه امیدم به خودش بوده که هوامو داره
کاش همه آدما آزاد باشن از بند اینکه دنبال پول باشن دنبال جا و مقام باشن دنبال عشقای دروغ باشن یا هرچیز چرت دیگه ای که خیلیا رو تباه کرده و میکنه .
میخوام یه روزی برسه هرچند بعد من همه آدما جایی باشن که دوسش دارن و براشون مفیده فکر کن اونی که عاشق معلمیه معلم باشه اونی که موسیقی میخواد موزیسین باشه اونی که عشقش دکتریه دکتر باشه و... اونجا همه عاشقانه دنبال اینن یه چیزی یاد بگیرن یه محتوایی بسازن یه کار مفید کنن خلاق باشن ، ارتباط بگیرن با بقیه و هرروز صبح برای کاری که دوسش دارن از خواب پاشن و ازش پول دربیارن حتی فکر کردن بهش هم لذت بخشه یه تعریف آزادی میتونه همین باشه .
کاش هیچ مادر پدری درد و زجر کشیدن بچشو نبینه یا شرمندش نباشه با اینکه خودم پدر نیستم ولی حتی تصور این موضوع هم تا مغز استخون هر آدم سالمی رو میسوزونه .
اعتیاد طلاق زندان یه همچین چیزایی چی میشد نباشه.انشالله هرکی درگیر این موارده مشکلش زود حل بشه
هرکس کنار کسی باشه که مناسبشه و دوسش داره عاقلانه و عاشقانه کنار هم بمونن و آرامش داشته باشن.
همه بچه ها سالم و سلامت باشن و بچگی کنن بسازن و خراب کنن . ذوقشون کور نشه خلاق باشن و به دور از قالب هایی که جامعه امروز میزارتشون توش که تو باید دکتر باشی مهندس باشی یا کار دولتی کاش اول از همه آدم بودن و ذهن آروم داشتن بچه ها برامون مهم باشه تا اینکه کل زندگیشون رو با زور و جبر و خودخواهی ببریم سمت جایی که ما میخوایم نه خودشون. فکر کردن به این موضوع که چندتا فیلسوف ، شاعر ، عارف ، دانشمند ، پژوهشگر یا حتی آدمای معمولی با شغل های معمولی که عاشق کارشونن و توی هر کاری میتونن عشق و به بقیه هدیه بدن با سیستم های خراب و مغز های خرابتر نابود میشن میتونه اذیت کننده باشه
انشالله همه زوج هایی که بچه دار نمیشن چه به دلیل مشکل جسمی یا عقلی که این روزا حیوون رو به فرزندی میگیرن بتونن بچه داشته باشن و لیاقت ، شایستگی پدر و مادر بودن رو داشته باشن . حالا من که مجردم ولی انشالله منم توی این حوزه بتونم شایسته باشم برای دخترم و فرزندان دیگرم و شایسته و مفید تربیتشون کنم(خیلی سوسکی برای خودم دعا کردم)
حس میکنم همه چیزایی که گفتم با یه جمله خلاصه بشه اکثرا یا همش اصلا اینکه الهم عجل الولیک الفرج.
کاسه ما در مقابل کرم کریمان کوچک است کوته فکریست گر با پر کردن کوزه ای به نیت سیراب شدن ، دل از دریای بی انتها آرامش کند و دل به صحرای حرص و طمع دنیا برد . ما خود و کاسه مان و هر چیز که داریم را به شما میسپاریم . آنچیز خوش است که بر دل یار خوش است