بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون

رقصان چون شاخه های بید در باد

بید مجنون
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۳ مطلب در خرداد ۱۴۰۴ ثبت شده است

احمق زیاد داریم ولی کسی که از جنگ خوشحال باشه جز احمق ترین دسته آدم های روی زمینه . جنگ هر چیزی که داره زشتی و پلشتیه چه ببری چه ببازی جنگ شیرینی نداره . میگن آدم قبل اینکه به دنیا بیاد خودش انتخاب میکنه همه چیو اینکه کجا باشه تو چه برهه زمانی و حتی توی چه خانواده ای و مذهبی نمیدونم راسته یا نه ولی خیلی عجیبه این که چرا میشه همچین کاری کرد دارم فکر میکنم الان یه بچه تو سوئیس یا فنلاند اصلا به ما فکر میکنه اصلا میدونه خاورمیانه کجاست و چه اتفاقی میوفته . چرا این منطقه همیشه باید درگیر جنگ باشه چرا آدمای این منطقه ارزششون کمتر از چند بشکه نفته آدما میتونن خیلی راحت تبدیل بشن به آمار و عدد . تا روز جمعه داشتم برای آیندم برنامه ریزی میکردم که چطور به اهدافم برسم پنجشنبه شب خیلی ریلکس و سرخوش از اینکه همه کارایی که باید میکردمو کردم رو جلوشون تیک زدم و صبح با صدای شبکه خبر از خواب پاشدم و بجای اینکه برم پای اهدافم نشستم تا شب پای اخبار حمله به کشورم . میدونی نمیخوام پرنسس بازی دربیارم که آی فلان و بهمان ولی توی تاریخ این مملکت پدرای ما برای دنیای بدون جنگ بچه هاشون جنگیدن پدرای پدرامون همچنین و بگیر برووو عقب نمیدونم این رویا شیرینیه که براش جونتو بدی که نسل بعد خودت حداقل توی آرامش باشن توی دنیایی که بشه رویا داشت توی دنیایی که بشه برنامه ریزی کرد چیزی که خودت نداریش رو بتونی به اونا هدیه بدی ولی هیچ تضمینی به این حقیقت نیست که اونا بتونن توی دنیای بهتری زندگی کنن . جنگ حداقل توی این منطقه همیشگی بوده و شاید ما اینو فراموش کرده بودیم که رویا اصلی باید امنیت باشه .

امیدوارم زیاد طول نکشه دوست ندارم ایرانمون با جنگ زشت بشه ولی ذلت رو هم دوست ندارم میشه زشتی هارو ترمیم کرد ولی ذلت اگه به ملت تحمیل بشه تاریخ اینو فراموش نمیکنه .تاریخ!!! به نظرت سال ها بعد ، بعد اینکه همه اینا تموم شد و توی روزگاری که ما نبودیم از ما چی مینویسن از مردمی که این لحظات رو زندگی کردن و رقمش زدن چطور بهمون نگاه میکنن . نمیدونم فکر میکنم حتی این ندونستن هم خاصیت جنگ برای ما افراد عادیه که نمیدونیم چی به چیه کی به کیه . بیشترین جمله ای که توی سرم این روزا میگذره رویا داشتن در میانه جنگ رویاست . به قول امام علی قربونش برم دو نعمت ناشناخته بین مردم سلامتی و امنیته .

 

فکر کنم زیاد ناله کردم ولی واقعا قصدم ضعف بودن نیست که بگم هرطور شده برن تسلیم بشن یا من تسلیمم اگه کاری از دستم بر بیاد حتما دوست دارم انجامش بدم ولی حرفم اینه که کاش اصلا هیچکدوم از این چیزا نبود کاش دغدغمون این چیزا نبود اصلا ولی حالا که هست باید برای دفاع از وطن برای نسل آینده با تکیه به خدا هرکاری میشه کرد چون شاید اسم شخص توی تاریخ نمونه ولی اسم ملت و وطن همیشه موندگاره و ازش یاد میشه امیدوارم خدا حتی اگه شده جونمونو بگیره ولی عزتمونو نه!!

به امید خدایی که هواسش بهمون هست حتی وقتی که خودمون به خودمون هواسمون نیست

۱ نظر ۲۶ خرداد ۰۴ ، ۰۲:۰۲
بید مجنون

میترسیدم ازش ک اون جسارت ریسک کردن از سرم بپره و الان واقعا مثل قبلا جسارت اون بی باکی رو ندارم چون فکر میکنم یکم عاقل تر شدم توی بعضی مسائل و دیگه نمیتونم بدون فکر بزنم به آب که این هم خوبه هم بد بده چون هیجان و حس ماجراجویانه رو نداره توش و خوبه چون خیلی آروم ترم کرده ساکت ترم کرده . 

راستش خودم حس میکنم خیلی آروم و بی صدا تر دارم میرم سمت اهدافم و این حس خوبی بهم میده این سکوت و این آروم بودنه کنار تنهایی لذت کارمو برام بیشتر میکنه و دوستش دارم.

نه این که از رویام دست برداشته باشم ولی دیگه عجله آنچنانی ندارم از اون دست عجله ها که همه کارا رو خراب میکنه مثل اینکه مثلا میخوای بری یه شهر دیگه برای اینکه تو یه اداره ای کارتو درست کنی ولی بخواطر عجله یادت بره مدرک شناساییتو ببری تو کل همه این سالها این حسو دارم ک همه این آشوبا بخواطر این بوده که عجله کردم و مدرکام رو فراموش کردم اینکه فلسفه خودمو از ادامه راهم مشخص کنم اینکه بیشتر ذهنمو با کار و فعالیت آروم کنم بعد برم سمت مسیر هرچیزی ک بوده خدا روزیمو میده مطمئنم اگه سهمم باشه میده اگه خودمو لایقش بکنم میده خوبشم میده راضیم به رضای خدا و هز این به بعد میخوام بیشتر کار کنم و کمتر فکر چرت کنم بیشتر بخونم و کمتر بنویسم بیشتر ببینم و کمتر خودنمایی کنم باید به خودم زمان بدم من به خدای خودم ایمان دارم ....

 

سکوت و صبر و تلاش + توکل = آرامش 

 

خدای منو از خودم و دیگران رو از من و من نادون رو از خودت نا امید نکن میدونم هوامو داری حتی وقتی خودم هوای خودمو ندارم ❤️

۰ نظر ۲۳ خرداد ۰۴ ، ۰۲:۰۳
بید مجنون

امشب دومین سفریه که با اکیپ سه نفره منو محمدرضا زمندی و سجاد محمد آبادی شروع شد. به سمت احتمالا لرستان. نمیدونم شبای اولی ک جام عوض میشه با خواب مشکل جدی دارم و نمیتونم بخوابم مثل الان ک تو یه پارک کنار جاده ای توی سمنان نمیتونم بخوابم و فردا قطعا دهنم سرویس میشه ولی خب هیچ وقت نتونستم زوری بخوابم .

دوست داشتم این سفرمونو فیلم بگیرم نمیدونم چرا اصلا حال نمیکنم خودم از خودم فیلم بگیرم بیشتر دوست دارم از بقیه عکس و فیلم بگیرم و خوشحالشون کنم راستش خیلی حال میده وقتی از یکی عکس میگیری و خوشحالش میکنی البته خودمم همین حسو دارم وقتی یکی ازم عکس بگیره ولی خب معیارای عکس خوب برای من خیلی سخت شده . چی دارم میگم نصفه شبی.

نمیدونم چرا تو ولاگ دیگه کمتر میام حداقل امسال اصلا انگار نبودم اینجا فقط یه بار که حالم خیلی بد بود خواستم بنویسمش راستش از نوشتن و انتشار یا استوری گذاشتن وقتایی که انقدر یه احساس بهم غالبه بدم میاد چون پر از خطا و چرته و پرته ولی اونشب خیلی حالم مث اینکه بد بوده😅

سال جالبیه امسال حس میکنم خیلی جالب فقط نمیدونم چرا من انقدر عجیب شدم نمیتونم بفهمم خودمو 😂😂

 

ولش برم یکم زور بزنم بخوابم شاید شد 

 

به امید خدایی که حواسش همیشه بهمون هست حتی وقتایی که خودمون به خودمون حواسمون نیست . 

۰ نظر ۱۴ خرداد ۰۴ ، ۰۳:۵۹
بید مجنون